
|
تاريخ خبر: داستان واره
علي درويشي
![]() |
|
انشتين داشت ميرفت كه فوق دكترايش را بگيرد. به يك معنا اهل كتاب نبود ولي نميدانم چرا پافشاري داشت برويم نمايشگاه كتاب. به موهايش نگاه ميكردم كه از هر تارش يك فرمول ميريخت و ميگفتم:«كتابي كه تو ميخواهي آنجا ندارند.» ولي او دستبردار نبود و سرانجام مرا از پي خود كشيد و برد. با شگفتي ديدم يك فرهنگ دهجلدي (نه البته ديكشنري) گرفت كه دستكم آنجا به دردش نميخورد.فردا پستچي يك بسته آورد. بازش كردم. ديدم نوشته: به ع.د، به پاس دوستي، خدانگهدار تا دو سال ديگر.تازه يادم آمد روزي به او گفته بودم دوست دارم فلان فرهنگ را داشته باشم و پولش را ندارم. اژدها سرما زدهاي توي غار تاريكي چپيد. آتشي ديد. گفت: «آخ جون… چه گرماي دلچسبي!» نزديك شد و خود را گرم كرد. ناگهان خود را توي غار ديگري ديد. داشت فرو ميرفت كه فرياد زد:«پيش از فرو دادنم، بگوكي هستي تو؟» گفت «كارت تمومه انسان ابله. حالا ديگه شناختن من به چه دردت ميخوره. پيش از آن كه نزديك بشي، بايد ميپرسيدي!» codex17x page29 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


